مصاحبه اختصاصی با کارآفرین برتر خانم فاطمه مقیمی
مصاحبه اختصاصی با کارآفرین برتر خانم فاطمه مقیمی
گاهی می‏‎توان فرهنگ. علم. اقتصاد. تجارت. جسارت. مقاومت و صبوری را در یک قاب مشاهده کرد ! اینبار در قابی زیبا به نام "فاطمه مقیمی"...

مصاحبه اختصاصی سیونا با " فاطمه مقیمی "

 

گاهی می‏‎توان فرهنگ. علم. اقتصاد. تجارت. جسارت. مقاومت و صبوری را در یک قاب مشاهده کرد ! اینبار در قابی زیبا به نام "فاطمه مقیمی"... بانویی که با عبور از پنجره علم و دانش، به حرفه ای سخت می پردازد و دست آخر به گونه‌ای اخلاقی به سوی موفقیت های بیشتر پیش می رود.

 

سیونا: "سیده فاطمه مقیمی" کوتاه و مختصر از زبان خودش !؟

فاطمه مقیمی: سید فاطمه مقیمی هستم. متولد 1337 . مهندسی عمران خواندم و بعنوان رشته ی دوم، مدیریت بازرگانی رو انتخاب کردم و تا دکترای مدیریت پیش رفته ام.

بعد از ورودم به ایران در سال 58 در زمینه ی اقتصادی، صنعت حمل و نقل را انتخاب کردم. درحال حاضر هم شرکت کشتیرانی و حمل و نقلم را اداره می کنم. از جمله کارهای تشکلی و اجتماعی ام، اتاق بازرگانی ست که سومین دوره چهار ساله ایست که عضو هیأت نمایندگانش و همچنین هیأت رئیسه اتاق تهران نیز هستم.

نمونه فعالیت های انجام داده ام ثبت چندین مورد توسعه کارآفرینی و عهده دار مدیریت آنها بوده ام، مانند: "انجمن ملی زنان کارآفرین ایران" و در حال حاضر "کانون زنان بازرگان ایران" که رئیس هیأت مدیره آن نیز هستم... عضویت در تشکل های تخصصی و عضو هیأت مدیره "انجمن شرکت حمل و نقل بین المللی ایران" به مدت 5 سال متوالی... همچنین در سال 2012 به عنوان "کارآفرین برتر جهان اسلام بین 56 کشور مسلمان" انتخاب شدم.

 

سیونا: از نظر خودتون بزرگترین موفقیتتان در کار و زندگی چیست !؟

فاطمه مقیمی: موفقیت در زندگی شخصی رسیدن به چیزهایی ست که یک خانواده آرام و امن برای انسان ایجاد میکند، ولی در کار، رسالت هایی وجود دارد که انسان در بخش های متقاوت به خود متصور می شود. در طول زندگی می توان یک کار اقتصادی انجام داد یک کار اجتماعی !

 من به عنوان اولین زن در حمل و نقل ایران شروع بکار کردم... شروع کردن کاری که برای زنان، منع عرفی و اخلاقی در جامعه یا فرهنگ داشت ! و این اقدام به عقیده من از نظر ذهنی برای انسان، بسیار موفق آمیز است و می تواند راهی را باز کرده باشد که بسیاری از زنان دیگر به دنبالش بروند ! که البته این یک بُعد ایدولوژی کار است. موفقیت را وقتی نگاه می کنید که سازمانی و درآمدی و شغلی را ایجاد کرده باشیم و موفقیت را در خود و آن سازمان ببینیم...

اما در بُعد کارهای اجتماعی که انسان انجام می دهد، حرکتهایی صورت می گیرد، از جمله اتاق فکری که دارم و در آن بحث شروع کسب و کار برای جوانان است، کسانی که دانش آموخته دانشگاهی هستند و با یک دنیا آرزو به فکر کار در اجتماع هستند ولی وقتی با یک بحران مواجه می شوند، به طور مثال: امکان کار کردن پیدا نمی کنند و یا نمی توانند کار مورد علاقه ی خود را انجام دهند، یکسری ناهنجاری ها در ذهنشان شکل میگیرد... قدم به قدم جلو رفتن برای شروع به کسب و کار مهمترین عامل است... این وظیفه ی ماست که آن را یاد بدهیم. در واقع همون جمله ی معروف که می بایست اصول ماهیگیری را یاد داد نه خودِ ماهی را !

ما باید زمینه ای برای فراگیری و آموزش فوت و فن راه اندازی یک حرفه را هر چقدر هم کوچک، ایجاد کنیم، آن زمان است که می توانیم زمینه خوبی را در جهت اشتغال مهیا کنیم... اتاق فکر دقیقا همین کار را انجام می دهد ! سه سال و نیم ست که اتاق فکر را راه اندازی کرده ام و  باید بگویم در هفته فقط چیزی حدود 25 تا 35 وقت مشاوره دارم به غیر از خودِ اتاق فکر که اشخاصی می آیند تا چگونگی ی راه اندازی کسب و کار را یاد بگیرند و اشخاصی که بعد از راه اندازی دچار مشکل می شوند برمی گردند و دنبال راه چاره هستند.

 

سیونا: شما الگوی خاصی رو در زندگی و کارتان مدنظر داشتین !؟

فاطمه مقیمی: " آرش کمانگیر " ... او همیشه به عنوان یک ایده آلیست در مغزم بوده است.

 همیشه دلم می خواست کاری انجام بدهم که با بقیه متفاوت باشد، در بازی های بچگی هایم با همسالان دیگر همیشه نقش پسر قهرمان را داشتم که همه را از چنگ یک راهزن نجات می داد. فوتبال هم بازی می کردم، برای من تفاوت جنسی معنا نداشت ! بازی پسرانه چون هیجان بیشتری داشت باعث می شد بیشتر جذبشان شوم .

 

سیونا: بدون شک در شروع، انجام و البته ادامه ی مسیر برای هر کاری یکسری موانع و مشکلات هست ! این موانع و مشکلات برای شما چی بوده !؟

فاطمه مقیمی: برای هر شخصی و شروع هر کاری در جامعه مشکلات فراوان است و البته اجتناب ناپذیر... ولی این جنس و شکل آنهاست که با هم متفاوت است. یکی از مهم ترین مسائلی که من داشتم مورد قانونی بوده است. یکی از مشکلاتی که در جامعه ما وجود دارد تفاوت جنسیتی ست، به خصوص در کسب و کاری که من داشتم ! در این نوع کسب و کار و حوزه، قبول وجود یک زن سخت بود... باور و فرهنگ جامعه نسبت به پذیرش یک الگوهایی در نوعی از کارها غیرقابل قبول است البته هنوزم هم هست ولی خیلی کمتر شده.

 

سیونا: چه چیزی درون شما بود یا ایجاد شد که قدرت و جسارت این شروع را به شما داد !؟

فاطمه مقیمی: یک چیزهایی ذاتی و اجتناب ناپذیر است ! گاهی اوقات آدما دوست دارند تجربیاتی داشته باشند که این تجربیات برایشان خطرآفرین باشد... این تفاوت در ساختار انسان هاست، چیزی که به خاطر دوست داشتنش حاضرید ریسک خطر را بپذیرید... دوست داشتن نوع کارهایی که غیر ممکن به نظر می رسد همیشه جزء علایقم بوده . من همیشه آدم ریسک پذیری بودم.

 

سیونا: این قدرت ریسک پذیری که ازش صحبت کردین ذاتی ست یا اکتسابی !؟

فاطمه مقیمی: یک مقدار ذاتی است و یک مقدار اکتسابی محیط است، محیط شما را آماده برای انجام یک کاری میکند و البته یک چیزهایی هم از روی عادت و غریضه انجام می شود ! و در مواردی دیگر یاد می گیریم یک سری چیزها را در خود به وجود آوریم.

شخصی که در یک حرفه وارد میشود از ابتدا تبحر لازم برای انجامش را ندارد ولی زمینه سازی می کند... برخی افراد هستند که زود دلزده شده و از میانه ی راه برمی گردند برخی هم جذب میشوند و ادامه می دهند ! این ها رفتارهای اجتماعی است که در آدم ها متفاوت ست و می تواند که شکل بگیرد. کارآفرینی قطعا ذاتی و اکتسابی نیست ! تلفیقی از هر دو میباشد.

 

سیونا: نوع مدیریت شما تا چه اندازه در پیشترفتتان تاثیرگذار بوده !؟

فاطمه مقیمی: خیلی چیزها با برنامه ریزی پیش میرود. شما وقتی وارد یک  سازمان می شوید می گویید: یک تدوین چارت سازمانی دارم و با برنامه ریزی سازماندهی و مدیریت میکنم.

 روش مدیریت، برخورد، اخلاق و دیدگاهی که در کارتان دارید میتواند شما را  موفق یا ناموفق بکند ! نمیشه گفت شانس است، شانس یک چیز گذرا و مقطعی است. من روی شانس هیچ وقت برنامه ریزی کاری نمیکنم. مدیریت هیچ وقت روی شانس جلو نمی رود بلکه برنامه ریزیست که او را پیش می برد... به همین علت است که اگر توانستید برای مسیری که می روید نقشه، یک شروع و خاتمه داشته باشید و همچنین یک مسیر تعیین کنید، آن وقت ست که می توانید موفق شوید.

من هدفم همیشه باید معلوم باشد! فقط ممکن است برای رسیدن به هدفم راهم را عوض کنم. می خواهم بگویم که : "راه و مسیر رسیدن به هدف ممکن است تغییر کند ولی هدف هرگز "

 

سیونا: مطالعات و آگاهی، حتی نگارش کتابهایتان تا چه اندازه در جایگاه امروزتان تاثیر گذار بوده !؟

فاطمه مقیمی: در آخرین نمایشگاه کتاب که اخیراً دایر شد، کتاب جدیدم به عنوان "اقتصاد مقاومتی" رونمایی شد که در آن دیدگاه های خودم را پیاده کردم.

 مطالعه حتما خوب است، تا زمانی که به جایی می رسید که دلتان میخواهد ایدئولوژی خود را هم به دیگران انتقال بدهید. ممکن است این دیدگاه الان من برای مسیر بعدی باشد.

 

سیونا: مقدار تاثیرگذاری ی "مثبت اندیشی" در موفقیتتان چه مقدار بوده !؟

فاطمه مقیمی: خیلی زیاد، من هم مثل خیلی از آدم ها اعتقاد دارم کاری که می خواهم انجام بدهم فقط از نظر فیزیکی نیست ! خیلی از کارها را با تفکری که به اون سمت می برم اتفاق می افتد. مثبت اندیشی همان انرژی مثبتی ست که از نظر روحی و روانی ما را در ادامه و روند تصمیمی که گرفته ایم کمک می کند .

 

سیونا: "صبر" کجای مسیر پیشرفت شما بود !؟

فاطمه مقیمی: کار من مسیر پیش ساخته ای نبود ! یعنی وارث یک مجموعه نبودم که برایم ساخته باشند و بعد من بر اون جایگاه تکیه بزنم ! اینجاست که باید قدم به قدم صبور بود...  از نظر من قدر چیزی که به راحتی به دست بیاید را نمی دانیم، ولی وقتی برای مرحله به مرحله یک کار زحمت می کشیم و به خاطراتی که داریم اجر می نهیم، برایمان مهم می شود و ارزشمند.

وقتی چیزی با عشق و علاقه باشد تاثیرش چیز دیگری است.

 

سیونا: و با نهایت تشکر به عنوان آخرین سوال، توصیه ای که یاد جوانها بماند !؟

فاطمه مقیمی: توصیه من به جوان ها این است که خودباوری داشته باشند، یک جمله دارم که میگویم:

"اعتقاد داشته باشید که کارتان خاص است و اگر شما نباشید زندگی سخت خواهد شد." این جمله خطاطی شده همراه با نقاشی روی دیوار اتاقم هست. آدم باید تاثیرگذار باشد بخصوص در جریان زندگی آدم هایی را که دوستشان دارد و بداند که این تاثیر چه نتیجه ای خواهد داد.

 

اخبار مرتبط
captcha