از کسب و کارتان بزرگ تر باشید
از کسب و کارتان بزرگ تر باشید
«جوان ها می توانند با یک خط کش یا نخ اندازه گیری های خود را انجام دهند. ایرادی بر هیج یک وارد نیست مگر این که ذهنشان را به کوتاهی آن خط کش یا به نازکی آن نخ کنند.»

از کسب و کارتان بزرگ تر باشید

اسمایلز در عین حال که معتقد بود باید با تمام وجود کارتان را پیگیری کنید، به اهمیت این موضوع هم اشاره کرده که نباید آن قدر خود را گرفتار جزئیات کنید که از کار اصلی عقب بمانید. «جوان ها می توانند با یک خط کش یا نخ اندازه گیری های خود را انجام دهند. ایرادی بر هیج یک وارد نیست مگر این که ذهنشان را به کوتاهی آن خط کش یا به نازکی آن نخ کنند.»

همه ما چنین کسانی را دیده ایم، انسان های کسل کننده و تحمل ناپذیری که ساعت ها دباره جزئیات وراجی می کنند، چون فکر دیگری غیر از آن در سر ندارند. اگر قرار بود این افراد ریاست سازمان ملل را به عهده بگیرند یا دست تنها سازمان بهداشت جهانی را اداره کنند، این مسئله قابل اغماض بود، ولی موضوع این است که اکثر آن ها پیش پا افتاده ترین کارهای دنیا را در دست دارند.

شاید این افراد با کسل کردن دیگران می خواهند انتقامشان را از جامعه بگیرند. ولی به احتمال بسیار موضوع این است که آن ها هدف را نمی بینند و نه تنها نمیدانند چطور باید کار را انجام دهند، بلکه این را هم نمی دانند که آن ها را به کدام سمت پیش می برد. نمی توان خود کار را هم مقصر دانست. انجام دادن کاری کسالت بار نیست که انسان را کسل می کند؛ خود فرد است که باید بیش تر تلاش کند و اجازه ندهد موضوعی ناچیز و قراردادی مثل عنوان یک کار او را تعریف کند. اسمایلز در این مورد فلشیه اسقف نایمز را مثال زده است. این اسقف در جوانی شمع ساز بود و پزشکی به خاطر این موضوع او را دست انداخت. اسقف در پاسخ او گفت: «اگر تو در همان شرایطی متولد می شدی که من متولد شدم، احتمالاً هنوز هم شمع ساز بودی.»

اسمایلز برای هر کاری که خوب انجام می شود احترام و ارزش قائل است، ولی منظور او این است که کارهای سطح پایین نباید باعث پایین آمدن سطح انتظار از زندگی شوند. کسانی به بزرگی می رسند که با این که می دانند کارشان سطح پایین است، در حد توان و امکانات خود زندگی می کنند، ولی قدم بعدی ای را که باید در آینده بردارند در نظر می گیرند.

انجام ندادن کار فقط به این دلیل که از سطح شما پایین تر است یا وسواس درباره به دست آوردن یک شغل و چیز دیگری غیر از آن را ندیدن، هر دو عواملی اهریمنی اند که ما را از تحقق قابلیتمان باز می دارند. مشکل این جاست که ما به سادگی می توانیم اجازه دهیم شغلمان افق دیدمان را اشغال کند و جلو نور خورشید را بگیرد، به خصوص اگر اکثر وقت آزادمان را به آداب معاشرت با همکارانمان یا کسانی بگذرانیم که در همان مسیر شغلی کار می کنند.

captcha